دوهفته نامه پژوهشی - آموزشی- خبری و تحلیلی گیلان
 
 

این مقاله در شماره های ۴۳و۴۴ خرداد ۸۷ صفحات ۳الی۵ نشریه صدای تالش چاپ شده است.

قرص آفتاب در پهنه آسمان ظاهر نشده است. او از پنجره به روستا نگاه می‏کند. کارِ خانه شروع می‏شود. شیر گاو و گوسفند دوشیده شده، نان تازه‏ای در تنور می‏پزد، همگام با مردان به مزرعه می‏رود. در کاشت، داشت و برداشت محصول در تلاش است، و هنگامی که غروب از دشت و کوه به خانه برمی‏گردد، باز هم پختن غذا، نظافت خانه و سپس در فراغتی در انتهای شب به بافتن فرش و گلیم مشغول می‏شود. این داستان تلاشگر خستگی‏ناپذیر روستاست. او دختر روستایی تالش است.

روستا کانون تولید است. زنان روستایی محور اصلی چرخ تولید و سازندگی روستا هستند و دختران روستایی گمنامان تولید در عرصه‏های روستا می‏باشند. اینان از کودکی به فعالیت تولیدی و خدماتی می‏پردازند، در نوجوانی نقش مهمی در تولید کشاورزی دارند، و در جوانی حتی در تصمیم‏گیری تولید مؤثر هستند. توجه به نقش و اثر بخشی این قشر کم‏توقع و پرکار در بخشهای تولیدی روستا، ما را به ارائه رهیافتهای نو در برنامه‏ریزی واقع‏گرایانه برای دختران و زنان روستایی رهنمون می‏کند.

در حال حاضر حدود 70 درصد از جمعیت 24 میلیون نفری روستا جوان هستند و حدود 7 میلیون از آنها را دختران روستایی تشکیل می‏دهند. که متاسفانه هیچ نهادی به صورت جدی، برای توسعه روستایی کشور، ضرورت مشارکت اجتماعی زنان و دختران روستایی را مورد توجه قرار نداده است. مگر در حد یک شعار و حرف و سمینار.

دختران روستایی و توسعه

دختران روستایی مادران فردا و مربیان آینده‏ساز جامعه هستند. این قشر از جمعیت جوان به طور مستقیم و غیر مستقیم در فعالیتهای تولیدی و خدماتی اشتغال دارند. بنابراین مشارکت فعالتر آنها، شاخص مهمی برای رسیدن به توسعه روستایی است. فعالیتهای دختران روستایی در توسعه اقتصادی روستا بسیار اهمیت دارد اما این قشر، از زمان تولد، برخورداری از امکانات بهداشتی و تغذیه و آموزش مورد تبعیض قرار می‏گیرند، غافل از اینکه این قشر نیمی از جوانان جامعه هستند.

نقش و اهمیت مشارکت دختران روستایی در برنامه‏های توسعه بر کسی پوشیده نیست، باید برای آینده این قشر برنامه‏ریزی کرد. باید نیازهای دختران روستایی را سنجید، مشکلات آنها را بررسی کرد و برای آینده آنها برنامه داشته باشیم، بویژه برای سالهای 1400 به بعد که پایه‏گذاری تمدن بزرگ اسلامی است.» دختران روستایی از کودکی تا جوانی در عرصه‏های تولید روستا شرکت می‏کنند.همچنین در پرورش دام و طیور، تهیه و نگهداری مواد غذایی شانه به شانه مادران و مردان روستا به تلاش مشغولند. اینان با دست هنر و خلاقیت صنعتی بسیاری از آثار هنری و دستی را به بازار عرضه می‏کنند.

تفکر سنتی و بی پایه متاسفانه در کشور ما مانع توسعه واقعی این قشر گشته است و به دختران بیشتر به عنوان کارگر مزرعه و زنان خانه دار نگاه می شود. اینان بر اثر کمبود بهداشت و کار زیاد با سپری نمودن عمری بسیار کمتر از زنان شهری سر به بالین مرگی خود خواسته می نهند و به اصطلاح خیلی از ظاهر بینان عالم تالش و کشور، اینان دارند جانشان را فدا می کنند. ولی کسی نیست که بگوید : جان فدا کردن تا کی؟

مگر توسعه با کار کردن زیاد به دست می آید؟!

من در هر سمیناری از زنان تالش و گیلان صحبت کردم به هیچ وجه  آنها را به خاطر کار زیاد تحسین نکرده ام بلکه همیشه به خاطر مظلومیتشان کارهای انجام شده آنان و تغییرات ایجاد شده در نقش آنان را بیان داشته ام.  حالا حتماً خیلی ها خواهند گفت که من فمینیست هستم(در صورتی که حتی نمی دانند فمینیست چیست). راحت باشید هرطور که می خواهید فکر کنید چون آزادی عقیده عیب نیست اما به خاطر داشته باشیم که ما مردان گیلانی و تالشی همیشه به گونه ای که هستیم رفتار کرده ایم و بر این رفتار دیکتاتور مابانه خود بالیده ایم. در صورتی که این عمل درست نیست.

به نظر مسئولان (که درست هم هست)دختر روستایی به محض پیدایش نخستین نشانه‏های رشد جسمی و عقلانی مشغول به کار می‏شود و چون به دنبال جایگاه خود در خانواده است در بیشتر فعالیتهای کشاورزی و خانه‏داری نقش فعال دارد.

جمیل گل‏محمد، یکی از کارشناسان ترویج در این باره، با بیان جایگاه مهم دختران در توسعه روستایی می‏گوید: «کشور ما در حال تجربه‏ای بس خطیر و حساس است و در حال گذار به سوی توسعه کامل اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی هستیم. برای رسیدن به هدفهای توسعه کشور باید منابع انسانی را توسعه داد و توانمند کرد. تواناسازی دختران روستایی یکی از راههای تجهیز نیروی انسانی در توسعه کشور است».

آنچه از سخنان کارشناسان در همایش می‏توان گفت این است که زنان جوان و دختران روستایی ستون اصلی توسعه روستایی هستند و نقش کلیدی آنها در توسعه اقتصادی کشور بر کسی پوشیده نیست. اما همین نیروهای فعال و خلاق، مورد بی‏توجهی قرار گرفته‏اند، از آموزشهای رسمی بهره کمتری دارند، بار فقر و بی‏سوادی را به دوش می‏کشند، موانع زیادی برای مشارکت بیشتر آنها در روستا وجود دارد و شرایط مناسب رشد شخصیت و خلاقیت در آنها کمتر به چشم می‏خورد. بنابراین باید برای تواناسازی این منبع انسانی توسعه در کشور سرمایه‏گذاری کرد و سرمایه‏گذاری انسانی و آموزشی فقط سرمایه‏گذاری برای دختران روستایی امروز نیست بلکه سرمایه‏گذاری برای آینده جامعه است.

 

گره‏های مشکلات بر تار و پود

زندگی دختران تالش

مشارکت، رمز حیات اجتماعی است و شاخص مهمی برای توسعه انسانی است. جامعه‏ای توسعه‏یافته است که تمامی نیروهای فعال در فعالیتهای گوناگون شرکت کنند و نقش و جایگاه خود را در نظام توسعه کشور بشناسند.

دختران روستایی تالش به صورت انفرادی در افزایش درآمد خانواده و جامعه روستایی نقش حیاتی دارند، اما هنوز مشکلاتی حرکت آنها را کند کرده است.

خانم یوکین‏ما در باره موانع فرهنگی روستایی در جلوگیری از مشارکت می‏گوید: «هنوز تبعیضهایی میان پسر و دختر در روستا وجود دارد و حقوق و دستمزد این قشر نامشخص است. در محیط روستا تفاوتهای دختر و پسر زیاد است و پسر در اولویت اول است.»

دختران روستایی بخش مهمی از ساختار جوانان کشور هستند، اما نقش تولیدی و توسعه‏ای آنها از طرف خانواده و جامعه مورد توجه جدی قرار نگرفته است. آقای دکتر مهرداد فرزین‏فر، جامعه‏شناس و پژوهشگر فرهنگی معتقد است: «هنوز اطلاعات صحیح و دقیقی برای طبقه‏بندی جنسیتی «دختران روستایی» شاغل کشور وجود ندارد. این به علت توجه نکردن به نقش این گروه فعال و گمنام است.»

دختران، آسیب‏پذیرترین اعضای هر جامعه هستند و اغلب از ارزشهای اجتماعی پسران برخوردار نبوده و قرنهاست که از تبعیض و آداب و رسوم غلط نسبت به خود رنج می‏برند. آقای حسینی‏نیا از پژوهشگران جهادسازندگی، با اشاره به تفکرات غلط در مورد مشارکت دختران روستایی می‏گوید: «با وجود اینکه دختران روستایی از توان بالقوه بالایی برخوردارند و نقشهای فراوان و مضاعفی در خانواده ایفا می‏کنند، اما مورد تبعیضهای خاص قرار گرفته و به سبب موانع اجتماعی و فرهنگی از جمله فرهنگ مردسالاری ترجیح پسران، در حاشیه جامعه به سر می‏برند و میزان خدمات ارائه شده به آنها از جمله آموزش، بهداشت و تغذیه در سطح پایینی قرار دارد.»

محمدانور جهانبخشیان در باره مانعهای مشارکت دختران روستایی می‏گوید: «دسترسی زنان و دختران به منابع اعتباری بسیار کم بوده و فرصتهای شغلی کمتری برای این تولیدکنندگان روستایی وجود دارد و در تصمیم‏گیریهای تولیدی روستا دخالت ندارند یا حق مشارکت به آنها داده نمی‏شود.»

نبودن معلم و مروج زن در مناطق روستایی برای آموزش دختران روستایی مانع دیگری برای توانا ساختن فکری و اجتماعی دختران روستایی است. آقای گل‏محمدی در این مورد می‏گوید: «اشتغال به تحصیل دختران روستایی از سطوح پایین به بالا بسیار کم می‏شود. فقدان مدارس راهنمایی و دبیرستان دخترانه، دوری از مراکز شهری، کمی درآمد خانواده‏ها، توجه بیشتر به پسران

در تحصیل باعث شده که دختران روستایی محرومیت بیشتری از آموزشهای رسمی داشته باشند. تحقیقها نشان می‏دهد که پسران در روستا ده برابر بیشتر از دختران به مدرسه می‏روند. نبود آموزشهای رسمی مانع اصلی رشد اجتماعی و مشارکت دختران روستایی است.»

به طور کلی هنوز نه فقط در تالش بلکه در کشور ما موانع جدی فردی (ناباوری و خودکم‏بینی)، فرهنگی (مردسالاری)، اجتماعی (عدم آموزشهای رسمی) و اقتصادی برای مشارکت فعال دختران روستایی در توسعه کشور وجود دارد و باید این موانع را مرتفع نمود تا از توانمندی این جمعیت خلاق و سخت‏کوش به طور بهینه بهره گرفت.

تواناسازی، گام اول توسعه

اسلام دین انسان‏ساز و کاملی برای جنبه‏های گوناگون زندگی بشری است. از صدر اسلام تا کنون برنامه‏های جامع و دقیقی برای تواناسازی انسان وجود دارد و به رفع تبعیضها و بی‏عدالتیهای اجتماعی و فرهنگی پرداخته است. در حیطه نظری و علمی یونیسف در سال 1375 کنفرانسی برای بررسی و تواناسازی نوجوانان و جوانان تشکیل داد. در این کنفرانس نوجوانان و جوانان را سرمایه‏های حقیقی هر کشور معرفی کردند و تواناسازی آنان را به عنوان بهترین شیوه تجهیز منابع جامعه به سوی رشد و توسعه دانستند. بنابراین، این قشر بالنده ، باید به عنوان بهترین تولیدکننده در جامعه مبتنی بر تعاون و مشارکت تربیت شوند. نماینده یونیسف در همایش تواناسازی دختران روستایی می‏گوید: «برای توانا ساختن دختران

روستایی در مشارکت اجتماعی باید مشکلات آنها را بررسی کرد، نیازهای این قشر را شناخت و خدمات‏رسانی به آنها را آغاز کرد.» وی در پایان می‏افزاید: «من امیدوارم برگزاری این همایش علمی بتواند، توجه به دختران روستایی را اولویت بخشد و سازمانهای جهادسازندگی، آموزش و پرورش و کشاورزی با همکاری بتوانند به هدفهای توسعه انسانی در روستا دست یابند.»

آقای اسحاق حسینی برای رفع مشکلات دختران روستایی در کشور اظهار می‏دارد: «ما روستاهای بدون فقر و تبعیض می‏خواهیم، در این مکان دختران مهمترین نقش را در سازندگی روستا دارند. تواناسازی دختران روستایی را باید با توجه به اعتقادات اسلامی انجام دهیم و به آموزشهای رسمی و غیر رسمی در روستا توجه جدی شود. ما باید برای انسانهای آینده و نسل بعد از خود، شرایط مناسبی فراهم کنیم. کلید آینده‏سازی کشور در برنامه‏ریزی برای زنان است و حفظ کیان خانواده به تواناسازی دختران و زنان وابسته است.»

سهم مشارکت دختران روستایی به میزان انگیزه و خلاقیت آنها برای مشارکت بستگی دارد. آقای مهندس سعید آروندی، آموزش خلاقیت را گامی اساسی برای شکوفایی استعدادهای دختران روستایی می‏داند و می‏گوید: «رشد خلاقیت دختران روستایی می‏تواند میزان فعالیتهای اجتماعی و تولیدی آنها را ارتقاء دهد و تحرک بیشتری به دختران روستایی دهد تا فعالیتها را بهینه انجام دهند، همچنین حس همکاری و روحیه تعاون با آموزش خلاقیت توسعه می‏یابد.»

آموزش خلاقیت در دنیا سابقه دیرینه دارد، اما در کشور ما هنوز بدان توجهی نمی‏شود. با آموزش خلاقیت به دختران روستایی، آنها نگرش جدیدی به محیط و فعالیتهای اجتماعی در روستا پیدا می‏کنند و در واقع آموزش خلاقیت فرد را برای مشارکت فعالانه آماده می‏کند.

خط مشی اصولی برای مشارکت بیشتر دختران روستایی به سه صورت زیر است: 1ـ ایجاد تشکلهای شغلی مانند قالیبافان، دانش‏آموزان 2ـ ایجاد شوراهای عام و شوراهای خاص (مانند شورای محلی هلال احمر و کمیته‏های وابسته 3ـ ایجاد تعاونیهای تولیدی مانند شبکه‏های تولیدی دختران و زنان روستایی 4ـ آموزش و ترویج ویژه دختران روستایی.

آنچه در این بخش برای رفع مشکلات دختران روستایی مطرح شد، نشان می‏دهد که ابتدا باید ویژگیهای فرهنگی، اجتماعی مناطق روستایی تالش را شناخت، تفکرهای غلط را به کمک رسانه‏های بومی ای که وجود ندارند و فکر نمی کنم به زودی هم ایجاد شوند از چهره روستا زدود، تبعیضها از بین برود و سازمانهای دولتی و غیر دولتی در برنامه‏ریزی توسعه روستایی همکاری کامل داشته باشند.

و برای پیشبرد مشارکت اجتماعی دختران روستایی باید اعتبارات ویژه‏ای در اختیار زنان و دختران قرار داد.

نتیجه گیری:

نتیجه اینکه اگر بخواهیم منطقی فکر کنیم با این شعارها از توسعه خبری نیست. مردم ما مخصوصا تالشان باید از نظر فرهنگی و معیارهای دیگر شرایط ورود به مرحله نوزایی و توسعه را داشته و پیدا کنند آنهم در زیر چتری قوی و مستحکم به نام دولت و سیاستهای توسعه ای آن.       آیا می شود؟؟؟؟؟        امیدوارم

 

 

  نوشته شده در  جمعه چهاردهم اسفند 1388ساعت 13:1  توسط ص ت  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM